Ausbildung
آموزش حرفهای
جمع: Ausbildungen
Nach der Schule beginnt sie eine Ausbildung.
او پس از مدرسه یک دورهٔ حرفهای آغاز میکند.
واژگان آلمانی · B1
واژههای لازم برای کاریابی، ادارهها، آموزش، رسانه، محیط زیست و استدلال روشن.
پس از این سطح میتوانید تجربه، هدف، مشکل و نظر خود را با جزئیات کافی بیان کنید.
فارسی یا آلمانی بنویس و نتیجه را بر پایهٔ موضوع و نوع واژه محدود کن.
۶۰ از ۶۰ مدخل
آموزش حرفهای
جمع: Ausbildungen
Nach der Schule beginnt sie eine Ausbildung.
او پس از مدرسه یک دورهٔ حرفهای آغاز میکند.
سابقهٔ کاری
جمع: Berufserfahrungen
Für die Stelle braucht man Berufserfahrung.
برای این شغل سابقهٔ کاری لازم است.
مصاحبهٔ شغلی
جمع: Vorstellungsgespräche
Morgen habe ich ein Vorstellungsgespräch.
فردا مصاحبهٔ شغلی دارم.
دانش و مهارتها
جمع: Kenntnisse
Gute Deutschkenntnisse sind erforderlich.
دانش خوب زبان آلمانی لازم است.
نکته: معمولاً به صورت جمع میآید.
شرط لازم
جمع: Voraussetzungen
Ein Führerschein ist eine Voraussetzung.
گواهینامه یکی از شرایط لازم است.
درخواست دادن
Ich bewerbe mich um die Stelle.
برای این موقعیت شغلی درخواست میدهم.
نکته: sich bei einer Firma um eine Stelle bewerben
اجازهٔ اقامت
جمع: Aufenthaltserlaubnisse
Meine Aufenthaltserlaubnis ist zwei Jahre gültig.
اجازهٔ اقامتم دو سال اعتبار دارد.
درخواست رسمی
جمع: Anträge
Den Antrag können Sie online stellen.
میتوانید درخواست را آنلاین ثبت کنید.
مدارک
جمع: Unterlagen
Bitte bringen Sie alle Unterlagen mit.
لطفاً همهٔ مدارک را همراه بیاورید.
نکته: در معنای مدارک معمولاً جمع است.
ادارهٔ دولتی
جمع: Behörden
Die Behörde prüft meinen Antrag.
اداره درخواست من را بررسی میکند.
مهلت
جمع: Fristen
Die Frist endet am Freitag.
مهلت جمعه تمام میشود.
مدرک اثبات
جمع: Nachweise
Wir brauchen einen Nachweis über Ihr Einkommen.
به مدرکی دربارهٔ درآمدتان نیاز داریم.
مدرک تحصیلی / پایان
جمع: Abschlüsse
Mein Abschluss wurde anerkannt.
مدرک من تأیید شد.
آموزش تکمیلی
جمع: Fortbildungen
Die Firma bezahlt eine Fortbildung.
شرکت هزینهٔ یک آموزش تکمیلی را میپردازد.
تحصیل دانشگاهی
جمع: Studien
Sie hat ihr Studium abgeschlossen.
او تحصیل دانشگاهیاش را تمام کرده است.
آزمون
جمع: Prüfungen
Die Prüfung besteht aus zwei Teilen.
آزمون از دو بخش تشکیل شده است.
قبول شدن / تشکیل شدن
Er hat die B1-Prüfung bestanden.
او در آزمون B1 قبول شده است.
نکته: آزمون را قبول شدن: eine Prüfung bestehen؛ تشکیل شدن از: aus + Dativ bestehen
شرکت کردن
Ich nehme an dem Kurs teil.
من در دوره شرکت میکنم.
نکته: teilnehmen an + Dativ
خبر / پیام
جمع: Nachrichten
Ich habe deine Nachricht gelesen.
پیامت را خواندم.
گزارش
جمع: Berichte
Der Bericht informiert über den Arbeitsmarkt.
گزارش دربارهٔ بازار کار اطلاع میدهد.
نظرسنجی
جمع: Umfragen
An der Umfrage nahmen tausend Personen teil.
هزار نفر در نظرسنجی شرکت کردند.
حفاظت از دادهها
جمع: —
Datenschutz ist bei dieser App wichtig.
حفاظت از دادهها در این برنامه مهم است.
نکته: معمولاً بدون جمع است.
دانلود کردن
Sie können das Formular herunterladen.
میتوانید فرم را دانلود کنید.
منتشر کردن
Die Zeitung veröffentlicht den Artikel morgen.
روزنامه مقاله را فردا منتشر میکند.
محیط زیست
جمع: Umwelten
Wir müssen die Umwelt schützen.
باید از محیط زیست محافظت کنیم.
تغییرات اقلیمی
جمع: —
Der Klimawandel betrifft alle Länder.
تغییرات اقلیمی همهٔ کشورها را تحت تأثیر قرار میدهد.
تفکیک زباله
جمع: —
Mülltrennung gehört zum Alltag.
تفکیک زباله بخشی از زندگی روزمره است.
وسیلهٔ نقلیه
جمع: Verkehrsmittel
Die Bahn ist ein öffentliches Verkehrsmittel.
قطار یک وسیلهٔ حملونقل عمومی است.
پرهیز کردن
Wir vermeiden unnötigen Müll.
از زبالهٔ غیرضروری پرهیز میکنیم.
پایدار
Das Unternehmen arbeitet nachhaltig.
شرکت بهصورت پایدار کار میکند.
مزیت
جمع: Vorteile
Ein Vorteil ist die flexible Arbeitszeit.
یکی از مزیتها ساعت کاری منعطف است.
عیب / نقطهضعف
جمع: Nachteile
Der lange Arbeitsweg ist ein Nachteil.
مسیر طولانی کار یک عیب است.
علت
جمع: Ursachen
Die Ursache des Problems ist noch unklar.
علت مشکل هنوز نامشخص است.
پیامد
جمع: Folgen
Stress kann gesundheitliche Folgen haben.
استرس میتواند پیامدهای جسمی داشته باشد.
موافق بودن
Ich stimme deinem Vorschlag zu.
با پیشنهادت موافقم.
نکته: jemandem/einer Sache zustimmen + Dativ
با اینکه
Obwohl es regnet, fahren wir los.
با اینکه باران میبارد، راه میافتیم.
نکته: فعل صرفشده در جملهٔ وابسته به پایان میرود.
مجوز اقامت
جمع: Aufenthaltstitel
Mein Aufenthaltstitel ist noch zwei Jahre gültig.
مجوز اقامتم دو سال دیگر اعتبار دارد.
ثبتنام / ثبت نشانی
جمع: Anmeldungen
Für die Anmeldung brauche ich meinen Pass.
برای ثبت نشانی به گذرنامهام نیاز دارم.
ابلاغیه / پاسخ رسمی
جمع: Bescheide
Die Behörde schickt den Bescheid per Post.
اداره ابلاغیه را با پست میفرستد.
گواهی سابقهٔ کار
جمع: Arbeitszeugnisse
Das Arbeitszeugnis gehört zur Bewerbung.
گواهی سابقهٔ کار جزو درخواست شغلی است.
فسخ / نامهٔ پایان قرارداد
جمع: Kündigungen
Die Kündigung muss schriftlich erfolgen.
فسخ قرارداد باید کتبی انجام شود.
دورهٔ آشنایی با کار
جمع: Einarbeitungen
Die Einarbeitung dauert drei Wochen.
دورهٔ آشنایی با کار سه هفته طول میکشد.
درخواست رسمی دادن
Sie können die Förderung online beantragen.
میتوانید کمکهزینه را آنلاین درخواست کنید.
شکایت کردن
Ich möchte mich über den Service beschweren.
میخواهم از خدمات شکایت کنم.
نکته: sich beschweren über + Akkusativ
انجام و تمام کردن
Ich muss heute mehrere Aufgaben erledigen.
امروز باید چند کار را انجام دهم.
قابلاعتماد بودن
جمع: —
Zuverlässigkeit ist im Team besonders wichtig.
قابلاعتماد بودن در تیم بسیار مهم است.
در حالی که / طی
Während ich koche, hört er Musik.
در حالی که آشپزی میکنم، او موسیقی گوش میدهد.
نکته: بهصورت حرف اضافه معمولاً با Genitiv میآید.
از یک سو … از سوی دیگر
Einerseits ist die Wohnung günstig, andererseits liegt sie weit außerhalb.
از یک سو خانه ارزان است، از سوی دیگر خیلی بیرون شهر قرار دارد.
پیششرط
جمع: Voraussetzungen
Berufserfahrung ist eine wichtige Voraussetzung.
سابقهٔ کاری یک پیششرط مهم است.
پاسخ / بازخورد
جمع: Rückmeldungen
Vielen Dank für Ihre schnelle Rückmeldung.
از پاسخ سریع شما بسیار ممنونم.
شکایت
جمع: Beschwerden
Die Kundin hat eine Beschwerde eingereicht.
مشتری شکایتی ثبت کرده است.
توافق
جمع: Vereinbarungen
Unsere Vereinbarung gilt bis Ende Juni.
توافق ما تا پایان ژوئن اعتبار دارد.
مهلت
جمع: Fristen
Bitte beachten Sie die Frist im Schreiben.
لطفاً مهلت نوشتهشده در نامه را رعایت کنید.
برداشت / تأثیر
جمع: Eindrücke
Das Gespräch hat einen guten Eindruck hinterlassen.
گفتوگو تأثیر خوبی گذاشت.
در نظر گرفتن
Wir müssen alle Kosten berücksichtigen.
باید همهٔ هزینهها را در نظر بگیریم.
اجتناب کردن
So lassen sich Missverständnisse vermeiden.
به این روش میتوان از سوءتفاهم جلوگیری کرد.
مسئول / دارای صلاحیت
Für meinen Antrag ist diese Stelle zuständig.
این اداره مسئول درخواست من است.
قابل اعتماد
Sie arbeitet sorgfältig und zuverlässig.
او دقیق و قابل اعتماد کار میکند.
از یک سو ... از سوی دیگر
Einerseits ist die Wohnung günstig, andererseits liegt sie weit außerhalb.
از یک سو خانه ارزان است، از سوی دیگر خیلی دور قرار دارد.
در صورتی که
Rufen Sie mich an, falls Sie Fragen haben.
اگر پرسشی دارید با من تماس بگیرید.
نکته: پس از falls فعل جملهٔ وابسته به پایان میرود.