Hallo
سلام
Hallo, ich bin Sara.
سلام، من سارا هستم.
واژهها · A1 تا C2
این فهرست یک واژهنامهٔ آموزشی و سطحبندیشده است: هر مدخل معنی فارسی، نوع واژه، موضوع، نمونهٔ واقعی و ترجمه دارد؛ اسمها نیز همراه با آرتیکل و شکل جمع آمدهاند.
اگر سطح خودت را میدانی، مستقیم وارد فهرست اختصاصی آن شو.
واژههایی که برای معرفی خود، خانواده، خانه، خرید، رفتوآمد و نیازهای فوری لازماند.
واژههای کاربردی برای برنامهٔ روزانه، سفر، خانه، درمان، کار و بیان احساس و نظر.
واژههای لازم برای کاریابی، ادارهها، آموزش، رسانه، محیط زیست و استدلال روشن.
واژههای دقیقتر برای محیط کار، اقتصاد، جامعه، فناوری، استدلال و فرهنگ.
واژههای دقیق برای پژوهش، حقوق، جامعه، تحلیل انتزاعی، گفتمان و نقد رسانه.
عبارتها و واژههای سطح بالا برای تشخیص لحن، داوری دقیق، متون حقوقی و بیان چندلایه.
فارسی یا آلمانی بنویس و نتیجه را بر پایهٔ موضوع و نوع واژه محدود کن.
۳۶۰ از ۳۶۰ مدخل
سلام
Hallo, ich bin Sara.
سلام، من سارا هستم.
صبح بخیر
Guten Morgen, Herr Weber!
صبح بخیر آقای وبر!
نام داشتن
Wie heißen Sie?
نام شما چیست؟
خود را معرفی کردن
Darf ich mich vorstellen?
اجازه هست خودم را معرفی کنم؟
نکته: فعل بازتابی: sich vorstellen
لطفاً / خواهش میکنم
Ein Wasser, bitte.
یک آب، لطفاً.
متشکرم
Danke für deine Hilfe.
برای کمکت متشکرم.
مادر
جمع: Mütter
Meine Mutter wohnt in Köln.
مادرم در کلن زندگی میکند.
پدر
جمع: Väter
Mein Vater kocht gern.
پدرم با علاقه آشپزی میکند.
والدین
جمع: Eltern
Meine Eltern kommen aus Iran.
والدینم اهل ایران هستند.
نکته: این اسم همیشه جمع است.
برادر
جمع: Brüder
Ich habe einen Bruder.
من یک برادر دارم.
خواهر
جمع: Schwestern
Meine Schwester lernt Deutsch.
خواهرم آلمانی میآموزد.
کودک / فرزند
جمع: Kinder
Das Kind spielt im Garten.
کودک در باغ بازی میکند.
آپارتمان / خانه
جمع: Wohnungen
Die Wohnung ist hell.
آپارتمان روشن است.
اتاق
جمع: Zimmer
Das Zimmer ist klein.
اتاق کوچک است.
آشپزخانه
جمع: Küchen
Die Küche ist neben dem Bad.
آشپزخانه کنار حمام است.
حمام
جمع: Bäder
Das Bad ist frei.
حمام خالی است.
کلید
جمع: Schlüssel
Wo ist mein Schlüssel?
کلید من کجاست؟
اجارهبها
جمع: Mieten
Die Miete kostet 700 Euro.
اجاره ۷۰۰ یورو است.
نان
جمع: Brote
Ich kaufe ein Brot.
من یک نان میخرم.
آب
جمع: Wässer
Möchtest du Wasser?
آب میخواهی؟
نکته: برای آب نوشیدنی معمولاً بدون جمع بهکار میرود.
قهوه
جمع: Kaffees
Der Kaffee ist heiß.
قهوه داغ است.
سیب
جمع: Äpfel
Der Apfel ist frisch.
سیب تازه است.
سبزیجات
جمع: Gemüse
Wir essen viel Gemüse.
ما سبزیجات زیادی میخوریم.
پرداخت کردن
Ich möchte mit Karte bezahlen.
میخواهم با کارت پرداخت کنم.
امروز
Heute arbeite ich nicht.
امروز کار نمیکنم.
فردا
Morgen beginnt der Kurs.
فردا دوره شروع میشود.
ساعت
جمع: Uhren
Es ist acht Uhr.
ساعت هشت است.
ایستگاه قطار
جمع: Bahnhöfe
Der Bahnhof ist dort.
ایستگاه قطار آنجاست.
ایستگاه اتوبوس یا تراموا
جمع: Haltestellen
Die Haltestelle ist nah.
ایستگاه نزدیک است.
رفتن با وسیله / راندن
Ich fahre mit dem Bus.
من با اتوبوس میروم.
نکته: فعل بیقاعده: fährt – fuhr – ist gefahren
پزشک
جمع: Ärzte
Ich gehe zum Arzt.
من نزد پزشک میروم.
نکته: شکل مؤنث: die Ärztin
درد
جمع: Schmerzen
Ich habe Kopfschmerzen.
من سردرد دارم.
نکته: معمولاً به صورت جمع بهکار میرود.
بیمار
Sie ist heute krank.
او امروز بیمار است.
کار کردن
Ich arbeite in Berlin.
من در برلین کار میکنم.
یاد گرفتن
Wir lernen jeden Tag Deutsch.
ما هر روز آلمانی یاد میگیریم.
شغل
جمع: Berufe
Was sind Sie von Beruf?
شغل شما چیست؟
روز
جمع: Tage
Heute ist ein langer Tag.
امروز روز بلندی است.
هفته
جمع: Wochen
Der Kurs dauert sechs Wochen.
دوره شش هفته طول میکشد.
دوست
جمع: Freunde
Mein Freund wohnt in Hamburg.
دوست من در هامبورگ زندگی میکند.
نکته: شکل مؤنث: die Freundin
میز
جمع: Tische
Das Buch liegt auf dem Tisch.
کتاب روی میز است.
پنجره
جمع: Fenster
Das Fenster ist offen.
پنجره باز است.
شیر
جمع: —
Ich brauche Milch für den Kaffee.
برای قهوه شیر لازم دارم.
نکته: معمولاً بدون جمع بهکار میرود.
قیمت
جمع: Preise
Wie hoch ist der Preis?
قیمت چقدر است؟
خریدن
Wir kaufen Obst auf dem Markt.
ما از بازار میوه میخریم.
اتوبوس
جمع: Busse
Der Bus kommt um neun Uhr.
اتوبوس ساعت نه میآید.
وقت / قرار
جمع: Termine
Ich habe morgen einen Termin.
فردا یک وقت دارم.
داروخانه
جمع: Apotheken
Die Apotheke ist neben dem Supermarkt.
داروخانه کنار سوپرمارکت است.
نیاز داشتن
Brauchen Sie Hilfe?
کمک نیاز دارید؟
نکته: اغلب با مفعول Akkusativ میآید.
رسید خرید
جمع: Quittungen
Brauchen Sie die Quittung?
آیا رسید را لازم دارید؟
داروخانه
جمع: Apotheken
Die Apotheke ist neben dem Supermarkt.
داروخانه کنار سوپرمارکت است.
کلید
جمع: Schlüssel
Mein Schlüssel liegt auf dem Tisch.
کلیدم روی میز است.
طبقه
جمع: Stockwerke
Wir wohnen im zweiten Stock.
ما در طبقهٔ دوم زندگی میکنیم.
نکته: برای طبقه در نشانی، Stock یا Etage بهکار میرود.
دعوتنامه / دعوت
جمع: Einladungen
Danke für die Einladung.
ممنون از دعوت.
کاپشن / کت
جمع: Jacken
Die blaue Jacke ist warm.
کاپشن آبی گرم است.
پول نقد
جمع: —
Ich habe kein Bargeld dabei.
پول نقد همراهم نیست.
نکته: اسم غیرقابلشمارش است.
بلیت وسیلهٔ نقلیه
جمع: Fahrkarten
Wo kann ich eine Fahrkarte kaufen?
کجا میتوانم بلیت بخرم؟
تقاطع
جمع: Kreuzungen
An der Kreuzung gehen Sie links.
در تقاطع به چپ بروید.
آخر هفته
جمع: Wochenenden
Am Wochenende besuche ich meine Familie.
آخر هفته خانوادهام را میبینم.
تعطیلی رسمی
جمع: Feiertage
Am Feiertag sind viele Geschäfte geschlossen.
در تعطیلی رسمی بسیاری از فروشگاهها بستهاند.
پیام / خبر
جمع: Nachrichten
Ich schreibe dir eine Nachricht.
برای تو یک پیام مینویسم.
از خواب برخاستن
Ich stehe jeden Tag um sieben Uhr auf.
من هر روز ساعت هفت بیدار میشوم.
نکته: فعل جداشدنی: steht auf – stand auf – ist aufgestanden
خرید کردن
Wir kaufen am Samstag ein.
ما شنبه خرید میکنیم.
امور خانه / خانوار
جمع: Haushalte
Wir teilen die Arbeit im Haushalt.
ما کارهای خانه را تقسیم میکنیم.
همسایه
جمع: Nachbarn
Unser Nachbar ist sehr freundlich.
همسایهٔ ما بسیار مهربان است.
نکته: شکل مؤنث: die Nachbarin
اوقات فراغت
جمع: Freizeiten
In meiner Freizeit lese ich.
در اوقات فراغتم مطالعه میکنم.
قرارگذاشته / دارای قرار
Ich bin heute mit Mina verabredet.
امروز با مینا قرار دارم.
بلیت وسیلهٔ نقلیه
جمع: Fahrkarten
Wo kann ich eine Fahrkarte kaufen?
کجا میتوانم بلیت بخرم؟
بار و چمدان
جمع: Gepäckstücke
Mein Gepäck ist sehr schwer.
بار من خیلی سنگین است.
نکته: اسم جمعناپذیر؛ برای شمارش از Gepäckstück استفاده میشود.
تأخیر
جمع: Verspätungen
Der Zug hat zwanzig Minuten Verspätung.
قطار بیست دقیقه تأخیر دارد.
محل اقامت
جمع: Unterkünfte
Wir suchen eine günstige Unterkunft.
ما دنبال اقامتگاهی ارزان هستیم.
رزرو کردن
Ich möchte ein Doppelzimmer reservieren.
میخواهم یک اتاق دونفره رزرو کنم.
اطلاعات / راهنمایی
جمع: Auskünfte
Die Auskunft ist am Eingang.
بخش اطلاعات کنار ورودی است.
هزینههای جانبی خانه
جمع: Nebenkosten
Sind die Nebenkosten in der Miete enthalten?
آیا هزینههای جانبی در اجاره هستند؟
نکته: معمولاً جمع است.
صاحبخانه
جمع: Vermieter
Der Vermieter repariert die Heizung.
صاحبخانه شوفاژ را تعمیر میکند.
نکته: شکل مؤنث: die Vermieterin
سیستم گرمایش
جمع: Heizungen
Die Heizung funktioniert nicht.
سیستم گرمایش کار نمیکند.
تعمیر
جمع: Reparaturen
Die Reparatur dauert zwei Tage.
تعمیر دو روز طول میکشد.
فسخ / استعفا
جمع: Kündigungen
Die Kündigung muss schriftlich sein.
فسخ باید کتبی باشد.
اسبابکشی کردن
Wir ziehen nächsten Monat um.
ماه آینده اسبابکشی میکنیم.
نکته: فعل جداشدنی؛ با sein: ist umgezogen
معاینه / بررسی
جمع: Untersuchungen
Die Untersuchung beginnt um neun Uhr.
معاینه ساعت نه آغاز میشود.
نسخه / دستور غذا
جمع: Rezepte
Der Arzt gibt mir ein Rezept.
پزشک به من نسخه میدهد.
داروخانه
جمع: Apotheken
Die Apotheke hat bis acht geöffnet.
داروخانه تا هشت باز است.
بیمه
جمع: Versicherungen
Ich rufe meine Versicherung an.
به بیمهام تلفن میکنم.
حساسیتدار
Ich bin allergisch gegen Nüsse.
به مغزها حساسیت دارم.
نکته: ترکیب: allergisch gegen + Akkusativ
تعیین / توافق کردن
Ich möchte einen Termin vereinbaren.
میخواهم وقت تعیین کنم.
درخواست شغلی
جمع: Bewerbungen
Ich schicke heute meine Bewerbung.
امروز درخواست شغلیام را میفرستم.
موقعیت شغلی
جمع: Stellen
Die Stelle ist noch frei.
این موقعیت هنوز خالی است.
همکار
جمع: Kollegen
Mein Kollege hilft mir.
همکارم به من کمک میکند.
نکته: شکل مؤنث: die Kollegin
ساعت کاری
جمع: Arbeitszeiten
Meine Arbeitszeit beginnt um acht.
ساعت کاری من از هشت شروع میشود.
وظیفه / تمرین
جمع: Aufgaben
Diese Aufgabe ist dringend.
این وظیفه فوری است.
تجربه
جمع: Erfahrungen
Sie hat Erfahrung im Verkauf.
او در فروش تجربه دارد.
نظر
جمع: Meinungen
Meiner Meinung nach ist das gut.
به نظر من این خوب است.
راضی
Ich bin mit dem Kurs zufrieden.
از دوره راضی هستم.
نکته: ترکیب: zufrieden mit + Dativ
ناامید
Er ist vom Ergebnis enttäuscht.
او از نتیجه ناامید است.
مهم
Pünktlichkeit ist im Beruf wichtig.
وقتشناسی در کار مهم است.
به همین دلیل
Der Bus kommt nicht; deshalb gehe ich zu Fuß.
اتوبوس نمیآید؛ به همین دلیل پیاده میروم.
با این حال
Es regnet. Trotzdem gehen wir spazieren.
باران میبارد؛ با این حال قدم میزنیم.
دعوت / دعوتنامه
جمع: Einladungen
Danke für die Einladung.
برای دعوت متشکرم.
قرارداد اجاره
جمع: Mietverträge
Bitte lesen Sie den Mietvertrag genau.
لطفاً قرارداد اجاره را دقیق بخوانید.
بازسازی کردن
Wir renovieren zuerst das Schlafzimmer.
ابتدا اتاق خواب را بازسازی میکنیم.
صورتحساب
جمع: Rechnungen
Kann ich bitte die Rechnung haben?
میتوانم لطفاً صورتحساب را بگیرم؟
گردش کوتاه
جمع: Ausflüge
Am Sonntag machen wir einen Ausflug an den See.
یکشنبه برای گردش به کنار دریاچه میرویم.
برنامهٔ حرکت
جمع: Fahrpläne
Der neue Fahrplan gilt ab Montag.
برنامهٔ حرکت جدید از دوشنبه معتبر است.
پذیرش هتل
جمع: Rezeptionen
Den Schlüssel bekommen Sie an der Rezeption.
کلید را از پذیرش میگیرید.
بیمهٔ درمانی
جمع: Krankenkassen
Die Krankenkasse braucht das Formular.
بیمهٔ درمانی به فرم نیاز دارد.
لغو کردن
Ich muss den Termin leider absagen.
متأسفانه باید وقت را لغو کنم.
نکته: فعل جداشدنی: sagt … ab
خوشحال بودن / مشتاق بودن
Ich freue mich auf das Wochenende.
برای آخر هفته مشتاقم.
نکته: auf + Akkusativ برای آینده؛ über + Akkusativ برای امر رخداده
تصمیم گرفتن
Wir entscheiden uns für die Bahn.
ما قطار را انتخاب میکنیم.
نکته: sich entscheiden für + Akkusativ
زیرا / چون
Ich bleibe zu Hause, weil ich krank bin.
در خانه میمانم چون بیمارم.
نکته: فعل صرفشده در جملهٔ وابسته به پایان میرود.
بخش سازمان
جمع: Abteilungen
Welche Abteilung ist dafür zuständig?
کدام بخش مسئول این کار است؟
راه برگشت
جمع: Rückfahrten
Die Rückfahrt dauert zwei Stunden.
راه برگشت دو ساعت طول میکشد.
تعویض کالا
جمع: Umtausche
Für den Umtausch brauche ich den Kassenbon.
برای تعویض رسید خرید لازم دارم.
بیمه
جمع: Versicherungen
Die Versicherung bezahlt einen Teil der Kosten.
بیمه بخشی از هزینه را میپردازد.
محله / همسایگی
جمع: Nachbarschaften
In unserer Nachbarschaft gibt es einen Park.
در محلهٔ ما یک پارک هست.
تأخیر
جمع: Verspätungen
Der Zug hat zwanzig Minuten Verspätung.
قطار بیست دقیقه تأخیر دارد.
ثبتنام کردن
Ich möchte mich für den Kurs anmelden.
میخواهم در دوره ثبتنام کنم.
لغو کردن / جواب منفی دادن
Ich muss den Termin leider absagen.
متأسفانه باید قرار را لغو کنم.
رسیدگی کردن
Ich kümmere mich um die Reservierung.
من به رزرو رسیدگی میکنم.
نکته: ساخت: sich um + Akkusativ kümmern
با هم / مشترک
Wir lösen das Problem gemeinsam.
مسئله را با هم حل میکنیم.
با این حال
Es regnet; trotzdem gehen wir spazieren.
باران میبارد؛ با این حال پیادهروی میکنیم.
به همین دلیل
Ich bin krank, deswegen bleibe ich zu Hause.
بیمارم، به همین دلیل خانه میمانم.
آموزش حرفهای
جمع: Ausbildungen
Nach der Schule beginnt sie eine Ausbildung.
او پس از مدرسه یک دورهٔ حرفهای آغاز میکند.
سابقهٔ کاری
جمع: Berufserfahrungen
Für die Stelle braucht man Berufserfahrung.
برای این شغل سابقهٔ کاری لازم است.
مصاحبهٔ شغلی
جمع: Vorstellungsgespräche
Morgen habe ich ein Vorstellungsgespräch.
فردا مصاحبهٔ شغلی دارم.
دانش و مهارتها
جمع: Kenntnisse
Gute Deutschkenntnisse sind erforderlich.
دانش خوب زبان آلمانی لازم است.
نکته: معمولاً به صورت جمع میآید.
شرط لازم
جمع: Voraussetzungen
Ein Führerschein ist eine Voraussetzung.
گواهینامه یکی از شرایط لازم است.
درخواست دادن
Ich bewerbe mich um die Stelle.
برای این موقعیت شغلی درخواست میدهم.
نکته: sich bei einer Firma um eine Stelle bewerben
اجازهٔ اقامت
جمع: Aufenthaltserlaubnisse
Meine Aufenthaltserlaubnis ist zwei Jahre gültig.
اجازهٔ اقامتم دو سال اعتبار دارد.
درخواست رسمی
جمع: Anträge
Den Antrag können Sie online stellen.
میتوانید درخواست را آنلاین ثبت کنید.
مدارک
جمع: Unterlagen
Bitte bringen Sie alle Unterlagen mit.
لطفاً همهٔ مدارک را همراه بیاورید.
نکته: در معنای مدارک معمولاً جمع است.
ادارهٔ دولتی
جمع: Behörden
Die Behörde prüft meinen Antrag.
اداره درخواست من را بررسی میکند.
مهلت
جمع: Fristen
Die Frist endet am Freitag.
مهلت جمعه تمام میشود.
مدرک اثبات
جمع: Nachweise
Wir brauchen einen Nachweis über Ihr Einkommen.
به مدرکی دربارهٔ درآمدتان نیاز داریم.
مدرک تحصیلی / پایان
جمع: Abschlüsse
Mein Abschluss wurde anerkannt.
مدرک من تأیید شد.
آموزش تکمیلی
جمع: Fortbildungen
Die Firma bezahlt eine Fortbildung.
شرکت هزینهٔ یک آموزش تکمیلی را میپردازد.
تحصیل دانشگاهی
جمع: Studien
Sie hat ihr Studium abgeschlossen.
او تحصیل دانشگاهیاش را تمام کرده است.
آزمون
جمع: Prüfungen
Die Prüfung besteht aus zwei Teilen.
آزمون از دو بخش تشکیل شده است.
قبول شدن / تشکیل شدن
Er hat die B1-Prüfung bestanden.
او در آزمون B1 قبول شده است.
نکته: آزمون را قبول شدن: eine Prüfung bestehen؛ تشکیل شدن از: aus + Dativ bestehen
شرکت کردن
Ich nehme an dem Kurs teil.
من در دوره شرکت میکنم.
نکته: teilnehmen an + Dativ
خبر / پیام
جمع: Nachrichten
Ich habe deine Nachricht gelesen.
پیامت را خواندم.
گزارش
جمع: Berichte
Der Bericht informiert über den Arbeitsmarkt.
گزارش دربارهٔ بازار کار اطلاع میدهد.
نظرسنجی
جمع: Umfragen
An der Umfrage nahmen tausend Personen teil.
هزار نفر در نظرسنجی شرکت کردند.
حفاظت از دادهها
جمع: —
Datenschutz ist bei dieser App wichtig.
حفاظت از دادهها در این برنامه مهم است.
نکته: معمولاً بدون جمع است.
دانلود کردن
Sie können das Formular herunterladen.
میتوانید فرم را دانلود کنید.
منتشر کردن
Die Zeitung veröffentlicht den Artikel morgen.
روزنامه مقاله را فردا منتشر میکند.
محیط زیست
جمع: Umwelten
Wir müssen die Umwelt schützen.
باید از محیط زیست محافظت کنیم.
تغییرات اقلیمی
جمع: —
Der Klimawandel betrifft alle Länder.
تغییرات اقلیمی همهٔ کشورها را تحت تأثیر قرار میدهد.
تفکیک زباله
جمع: —
Mülltrennung gehört zum Alltag.
تفکیک زباله بخشی از زندگی روزمره است.
وسیلهٔ نقلیه
جمع: Verkehrsmittel
Die Bahn ist ein öffentliches Verkehrsmittel.
قطار یک وسیلهٔ حملونقل عمومی است.
پرهیز کردن
Wir vermeiden unnötigen Müll.
از زبالهٔ غیرضروری پرهیز میکنیم.
پایدار
Das Unternehmen arbeitet nachhaltig.
شرکت بهصورت پایدار کار میکند.
مزیت
جمع: Vorteile
Ein Vorteil ist die flexible Arbeitszeit.
یکی از مزیتها ساعت کاری منعطف است.
عیب / نقطهضعف
جمع: Nachteile
Der lange Arbeitsweg ist ein Nachteil.
مسیر طولانی کار یک عیب است.
علت
جمع: Ursachen
Die Ursache des Problems ist noch unklar.
علت مشکل هنوز نامشخص است.
پیامد
جمع: Folgen
Stress kann gesundheitliche Folgen haben.
استرس میتواند پیامدهای جسمی داشته باشد.
موافق بودن
Ich stimme deinem Vorschlag zu.
با پیشنهادت موافقم.
نکته: jemandem/einer Sache zustimmen + Dativ
با اینکه
Obwohl es regnet, fahren wir los.
با اینکه باران میبارد، راه میافتیم.
نکته: فعل صرفشده در جملهٔ وابسته به پایان میرود.
مجوز اقامت
جمع: Aufenthaltstitel
Mein Aufenthaltstitel ist noch zwei Jahre gültig.
مجوز اقامتم دو سال دیگر اعتبار دارد.
ثبتنام / ثبت نشانی
جمع: Anmeldungen
Für die Anmeldung brauche ich meinen Pass.
برای ثبت نشانی به گذرنامهام نیاز دارم.
ابلاغیه / پاسخ رسمی
جمع: Bescheide
Die Behörde schickt den Bescheid per Post.
اداره ابلاغیه را با پست میفرستد.
گواهی سابقهٔ کار
جمع: Arbeitszeugnisse
Das Arbeitszeugnis gehört zur Bewerbung.
گواهی سابقهٔ کار جزو درخواست شغلی است.
فسخ / نامهٔ پایان قرارداد
جمع: Kündigungen
Die Kündigung muss schriftlich erfolgen.
فسخ قرارداد باید کتبی انجام شود.
دورهٔ آشنایی با کار
جمع: Einarbeitungen
Die Einarbeitung dauert drei Wochen.
دورهٔ آشنایی با کار سه هفته طول میکشد.
درخواست رسمی دادن
Sie können die Förderung online beantragen.
میتوانید کمکهزینه را آنلاین درخواست کنید.
شکایت کردن
Ich möchte mich über den Service beschweren.
میخواهم از خدمات شکایت کنم.
نکته: sich beschweren über + Akkusativ
انجام و تمام کردن
Ich muss heute mehrere Aufgaben erledigen.
امروز باید چند کار را انجام دهم.
قابلاعتماد بودن
جمع: —
Zuverlässigkeit ist im Team besonders wichtig.
قابلاعتماد بودن در تیم بسیار مهم است.
در حالی که / طی
Während ich koche, hört er Musik.
در حالی که آشپزی میکنم، او موسیقی گوش میدهد.
نکته: بهصورت حرف اضافه معمولاً با Genitiv میآید.
از یک سو … از سوی دیگر
Einerseits ist die Wohnung günstig, andererseits liegt sie weit außerhalb.
از یک سو خانه ارزان است، از سوی دیگر خیلی بیرون شهر قرار دارد.
پیششرط
جمع: Voraussetzungen
Berufserfahrung ist eine wichtige Voraussetzung.
سابقهٔ کاری یک پیششرط مهم است.
پاسخ / بازخورد
جمع: Rückmeldungen
Vielen Dank für Ihre schnelle Rückmeldung.
از پاسخ سریع شما بسیار ممنونم.
شکایت
جمع: Beschwerden
Die Kundin hat eine Beschwerde eingereicht.
مشتری شکایتی ثبت کرده است.
توافق
جمع: Vereinbarungen
Unsere Vereinbarung gilt bis Ende Juni.
توافق ما تا پایان ژوئن اعتبار دارد.
مهلت
جمع: Fristen
Bitte beachten Sie die Frist im Schreiben.
لطفاً مهلت نوشتهشده در نامه را رعایت کنید.
برداشت / تأثیر
جمع: Eindrücke
Das Gespräch hat einen guten Eindruck hinterlassen.
گفتوگو تأثیر خوبی گذاشت.
در نظر گرفتن
Wir müssen alle Kosten berücksichtigen.
باید همهٔ هزینهها را در نظر بگیریم.
اجتناب کردن
So lassen sich Missverständnisse vermeiden.
به این روش میتوان از سوءتفاهم جلوگیری کرد.
مسئول / دارای صلاحیت
Für meinen Antrag ist diese Stelle zuständig.
این اداره مسئول درخواست من است.
قابل اعتماد
Sie arbeitet sorgfältig und zuverlässig.
او دقیق و قابل اعتماد کار میکند.
از یک سو ... از سوی دیگر
Einerseits ist die Wohnung günstig, andererseits liegt sie weit außerhalb.
از یک سو خانه ارزان است، از سوی دیگر خیلی دور قرار دارد.
در صورتی که
Rufen Sie mich an, falls Sie Fragen haben.
اگر پرسشی دارید با من تماس بگیرید.
نکته: پس از falls فعل جملهٔ وابسته به پایان میرود.
مسئولیت
جمع: Verantwortungen
Sie übernimmt Verantwortung für das Projekt.
او مسئولیت پروژه را میپذیرد.
حوزهٔ مسئولیت
جمع: Zuständigkeiten
Das fällt nicht in meine Zuständigkeit.
این در حوزهٔ مسئولیت من نیست.
بازخورد / پاسخ
جمع: Rückmeldungen
Vielen Dank für Ihre schnelle Rückmeldung.
برای پاسخ سریع شما متشکرم.
توافق
جمع: Vereinbarungen
Wir halten uns an die Vereinbarung.
ما به توافق پایبند میمانیم.
مذاکره کردن
Beide Seiten verhandeln über das Gehalt.
دو طرف دربارهٔ حقوق مذاکره میکنند.
نکته: über + Akkusativ verhandeln
قابلاعتماد
Er arbeitet sorgfältig und zuverlässig.
او دقیق و قابلاعتماد کار میکند.
شرکت / بنگاه
جمع: Unternehmen
Das Unternehmen beschäftigt 300 Personen.
شرکت ۳۰۰ نفر را استخدام کرده است.
گردش مالی / فروش
جمع: Umsätze
Der Umsatz ist deutlich gestiegen.
گردش مالی بهوضوح افزایش یافته است.
تقاضا
جمع: Nachfragen
Die Nachfrage nach Fachkräften wächst.
تقاضا برای نیروی متخصص در حال رشد است.
رقابت
جمع: Wettbewerbe
Der Wettbewerb auf dem Markt ist stark.
رقابت در بازار شدید است.
سرمایهگذاری
جمع: Investitionen
Die Investition zahlt sich langfristig aus.
سرمایهگذاری در بلندمدت نتیجه میدهد.
اقتصادی / مقرونبهصرفه
Die Lösung ist technisch gut, aber nicht wirtschaftlich.
راهحل از نظر فنی خوب، اما مقرونبهصرفه نیست.
جامعه
جمع: Gesellschaften
Die Gesellschaft verändert sich schnell.
جامعه بهسرعت تغییر میکند.
برابری حقوق
جمع: —
Gleichberechtigung ist ein wichtiges Ziel.
برابری حقوق هدف مهمی است.
اقدام / تدبیر
جمع: Maßnahmen
Die Regierung beschließt neue Maßnahmen.
دولت اقدامات تازهای تصویب میکند.
بحث رسمی
جمع: Debatten
Die Debatte wird öffentlich geführt.
این بحث بهصورت عمومی انجام میشود.
رأیگیری / هماهنگی
جمع: Abstimmungen
Die Abstimmung findet am Sonntag statt.
رأیگیری یکشنبه برگزار میشود.
بحثبرانگیز
Der Vorschlag ist politisch umstritten.
این پیشنهاد از نظر سیاسی بحثبرانگیز است.
هوش مصنوعی
جمع: —
Künstliche Intelligenz verändert viele Berufe.
هوش مصنوعی بسیاری از مشاغل را تغییر میدهد.
توسعه / روند
جمع: Entwicklungen
Diese Entwicklung bietet Chancen und Risiken.
این روند فرصتها و خطرهایی دارد.
کاربرد / برنامه
جمع: Anwendungen
Die Anwendung verarbeitet persönliche Daten.
برنامه دادههای شخصی را پردازش میکند.
اثر / پیامد
جمع: Auswirkungen
Homeoffice hat Auswirkungen auf den Alltag.
دورکاری بر زندگی روزمره اثر دارد.
امنیت / ایمنی
جمع: Sicherheiten
Die Sicherheit der Daten muss gewährleistet sein.
امنیت دادهها باید تضمین شود.
کارآمد
Das neue System arbeitet effizienter.
سامانهٔ جدید کارآمدتر کار میکند.
ادعا
جمع: Behauptungen
Für diese Behauptung fehlen Belege.
برای این ادعا مدرکی وجود ندارد.
دلیلآوری
جمع: Begründungen
Seine Begründung überzeugt mich nicht.
استدلال او من را قانع نمیکند.
استدلال مخالف
جمع: Gegenargumente
Das Gegenargument sollte ernst genommen werden.
استدلال مخالف باید جدی گرفته شود.
نتیجهگیری
جمع: Schlussfolgerungen
Diese Schlussfolgerung ist logisch.
این نتیجهگیری منطقی است.
از یک سو … از سوی دیگر
Einerseits spart das Zeit, andererseits kostet es Geld.
از یک سو زمان ذخیره میکند و از سوی دیگر هزینه دارد.
در مقابل
Der erste Plan ist günstig, der zweite hingegen flexibler.
طرح اول ارزان است؛ دومی در مقابل منعطفتر است.
رویداد
جمع: Veranstaltungen
Die Veranstaltung war ausverkauft.
بلیتهای رویداد کاملاً فروخته شده بود.
اجرا
جمع: Aufführungen
Die Aufführung dauert zwei Stunden.
اجرا دو ساعت طول میکشد.
برداشت / ادراک
جمع: Wahrnehmungen
Medien beeinflussen unsere Wahrnehmung.
رسانهها بر برداشت ما اثر میگذارند.
تنوع
جمع: —
Die Stadt ist für ihre kulturelle Vielfalt bekannt.
شهر به تنوع فرهنگیاش شناخته میشود.
شکل دادن / تحت تأثیر قرار دادن
Migration prägt die Geschichte der Stadt.
مهاجرت تاریخ شهر را شکل میدهد.
چالشبرانگیز / سطحبالا
Der Text ist sprachlich anspruchsvoll.
متن از نظر زبانی سطحبالاست.
نیروی متخصص
جمع: Fachkräfte
Das Unternehmen sucht internationale Fachkräfte.
شرکت به دنبال نیروهای متخصص بینالمللی است.
شرایط کار
جمع: Arbeitsbedingungen
Gute Arbeitsbedingungen erhöhen die Motivation.
شرایط کاری خوب انگیزه را افزایش میدهد.
نکته: معمولاً به صورت جمع بهکار میرود.
قرارداد جمعی کار
جمع: Tarifverträge
Der Tarifvertrag regelt Gehalt und Arbeitszeit.
قرارداد جمعی حقوق و ساعت کاری را تنظیم میکند.
حمایت / کمکهزینه
جمع: Förderungen
Für die Weiterbildung gibt es eine staatliche Förderung.
برای آموزش تکمیلی حمایت دولتی وجود دارد.
همزمان
Die Lösung ist günstig und gleichzeitig nachhaltig.
راهحل ارزان و همزمان پایدار است.
از نظر / در خصوص
Hinsichtlich der Kosten besteht noch Klärungsbedarf.
در خصوص هزینهها هنوز نیاز به روشنسازی وجود دارد.
نکته: معمولاً با Genitiv میآید.
در نظر گرفتن
Wir müssen alle Interessen berücksichtigen.
باید همهٔ منافع را در نظر بگیریم.
مختل / تضعیف کردن
Lärm kann die Konzentration beeinträchtigen.
سر و صدا میتواند تمرکز را مختل کند.
مناسب بودن
Die Methode eignet sich für kleine Gruppen.
این روش برای گروههای کوچک مناسب است.
نکته: sich eignen für + Akkusativ
به شرط آنکه
Wir stimmen zu, vorausgesetzt, dass die Frist verlängert wird.
موافقیم، به شرط آنکه مهلت تمدید شود.
در مقابل آن
Die Nachfrage steigt; demgegenüber sinkt das Angebot.
تقاضا افزایش مییابد؛ در مقابل عرضه کاهش مییابد.
پردازش داده
جمع: Datenverarbeitungen
Die Datenverarbeitung muss transparent erfolgen.
پردازش داده باید شفاف انجام شود.
زحمت / هزینهٔ اجرایی
جمع: Aufwände
Der technische Aufwand ist höher als erwartet.
زحمت فنی بیشتر از انتظار است.
ارتباط / زمینه
جمع: Zusammenhänge
Zwischen beiden Entwicklungen besteht ein Zusammenhang.
میان دو تحول ارتباطی وجود دارد.
پیامد / اثر
جمع: Auswirkungen
Die Maßnahme hat langfristige Auswirkungen.
این اقدام پیامدهای بلندمدت دارد.
تمرکز اصلی
جمع: Schwerpunkte
Der Schwerpunkt des Berichts liegt auf Bildung.
تمرکز گزارش بر آموزش است.
اعتراض استدلالی
جمع: Einwände
Gegen den Vorschlag wurde ein Einwand erhoben.
به این پیشنهاد اعتراضی مطرح شد.
شرایط چارچوبی
جمع: Rahmenbedingungen
Die rechtlichen Rahmenbedingungen haben sich geändert.
شرایط چارچوبی حقوقی تغییر کردهاند.
درک و دنبال کردن
Ich kann Ihre Entscheidung nachvollziehen.
میتوانم تصمیم شما را درک کنم.
تضمین کردن
Klare Regeln gewährleisten einen sicheren Ablauf.
قواعد روشن روندی امن را تضمین میکنند.
قابل توجه
Die Werte unterscheiden sich erheblich.
مقادیر بهطور قابل توجهی تفاوت دارند.
در مقابل
Die erste Lösung ist günstig, die zweite hingegen flexibler.
راهحل اول ارزان است، دومی در مقابل انعطافپذیرتر است.
بر این اساس
Die Nachfrage sinkt; demnach muss der Plan angepasst werden.
تقاضا کاهش مییابد؛ بر این اساس باید برنامه اصلاح شود.
از این جهت
Der Vorschlag überzeugt insofern, als er beide Ziele verbindet.
پیشنهاد از این جهت قانعکننده است که دو هدف را پیوند میدهد.
پژوهش
جمع: Forschungen
Die Forschung liefert neue Erkenntnisse.
پژوهش یافتههای تازهای ارائه میکند.
یافته / شناخت
جمع: Erkenntnisse
Diese Erkenntnis verändert die bisherige Theorie.
این یافته نظریهٔ پیشین را تغییر میدهد.
گردآوری داده
جمع: Datenerhebungen
Die Datenerhebung erfolgte anonym.
گردآوری داده بهصورت ناشناس انجام شد.
فرضیه
جمع: Hypothesen
Die Ergebnisse bestätigen unsere Hypothese.
نتایج فرضیهٔ ما را تأیید میکنند.
روش
جمع: Methoden
Die Methode eignet sich für kleine Stichproben.
این روش برای نمونههای کوچک مناسب است.
تحلیل و ارزیابی کردن
Das Team wertet die Daten statistisch aus.
تیم دادهها را بهصورت آماری تحلیل میکند.
الزامآوری
جمع: Verbindlichkeiten
Die rechtliche Verbindlichkeit ist noch ungeklärt.
الزامآوری حقوقی هنوز روشن نیست.
مسئولیت حقوقی
جمع: Haftungen
Die Haftung des Anbieters ist begrenzt.
مسئولیت حقوقی ارائهدهنده محدود است.
مقرره
جمع: Vorschriften
Die neue Vorschrift tritt im Januar in Kraft.
مقررهٔ جدید در ژانویه اجرایی میشود.
اجرا / پیادهسازی
جمع: Umsetzungen
Bei der Umsetzung traten Probleme auf.
هنگام اجرا مشکلاتی پدید آمد.
تضمین کردن
Klare Regeln gewährleisten die Qualität.
قواعد روشن کیفیت را تضمین میکنند.
قابلدرک / قابلردیابی
Die Entscheidung muss nachvollziehbar sein.
تصمیم باید قابلدرک باشد.
مشارکت و بهرهمندی
جمع: —
Digitale Teilhabe setzt Zugang zum Internet voraus.
مشارکت دیجیتال دسترسی به اینترنت را لازم دارد.
دگرگونی ساختاری
جمع: —
Der Strukturwandel betrifft ganze Regionen.
دگرگونی ساختاری مناطق کاملی را دربرمیگیرد.
نابسامانی
جمع: Missstände
Der Bericht deckt mehrere Missstände auf.
گزارش چند نابسامانی را آشکار میکند.
اجماع
جمع: Konsense
Darüber besteht ein breiter gesellschaftlicher Konsens.
دربارهٔ آن اجماع اجتماعی گستردهای وجود دارد.
نمایندگی منافع
جمع: Interessenvertretungen
Der Verband übernimmt die Interessenvertretung.
انجمن نمایندگی منافع را بر عهده میگیرد.
اجتماعی
Das Thema ist gesellschaftlich relevant.
موضوع از نظر اجتماعی مهم است.
ارتباط / بافت
جمع: Zusammenhänge
Zwischen beiden Faktoren besteht ein Zusammenhang.
میان این دو عامل ارتباطی وجود دارد.
پیششرط
جمع: Voraussetzungen
Vertrauen ist eine Voraussetzung für Zusammenarbeit.
اعتماد پیششرط همکاری است.
تناقض / اعتراض
جمع: Widersprüche
Diese Aussage steht im Widerspruch zu den Daten.
این گفته با دادهها در تناقض است.
سنجش جوانب
جمع: Abwägungen
Die Entscheidung erfordert eine sorgfältige Abwägung.
تصمیم نیازمند سنجش دقیق جوانب است.
تفسیر
جمع: Interpretationen
Der Text lässt verschiedene Interpretationen zu.
متن تفسیرهای مختلفی را ممکن میکند.
تفکیکشده و دقیق
Die Autorin argumentiert differenziert.
نویسنده با دقت و تفکیک استدلال میکند.
البته / با این حال
Der Ansatz ist sinnvoll, allerdings schwer umzusetzen.
رویکرد منطقی است، اما اجرای آن دشوار است.
بر این اساس
Die Kosten steigen; demnach müssen wir neu planen.
هزینهها بالا میروند؛ بنابراین باید دوباره برنامهریزی کنیم.
از این جهت / تا آنجا
Insofern ist die Kritik berechtigt.
از این جهت انتقاد بجاست.
با وجود این
Die Datenlage ist dünn; gleichwohl ist der Trend erkennbar.
دادهها محدودند؛ با وجود این روند دیده میشود.
در نتیجه
Die Nachfrage sinkt, folglich wird weniger produziert.
تقاضا کاهش مییابد؛ در نتیجه تولید کمتر میشود.
بیتردید
Das ist zweifellos ein wichtiger Fortschritt.
این بیتردید پیشرفتی مهم است.
خودادراکی
جمع: Selbstwahrnehmungen
Soziale Medien beeinflussen die Selbstwahrnehmung.
شبکههای اجتماعی بر خودادراکی اثر میگذارند.
اعتماد
جمع: —
Transparenz schafft Vertrauen.
شفافیت اعتماد ایجاد میکند.
باور
جمع: Überzeugungen
Er vertritt seine Überzeugung konsequent.
او پیوسته از باور خود دفاع میکند.
پوشش خبری
جمع: —
Die Berichterstattung war erstaunlich einseitig.
پوشش خبری بهطرز عجیبی یکجانبه بود.
تحریف کردن
Einzelne Beispiele können das Gesamtbild verzerren.
نمونههای منفرد میتوانند تصویر کلی را تحریف کنند.
قابلقبول و منطقی
Die Erklärung klingt plausibel.
توضیح منطقی به نظر میرسد.
یافته / نتیجهٔ بررسی
جمع: Befunde
Der Befund deckt sich mit früheren Studien.
این یافته با پژوهشهای قبلی همخوان است.
نمونهٔ آماری
جمع: Stichproben
Die Stichprobe ist nicht repräsentativ.
نمونهٔ آماری نمایندهٔ جامعه نیست.
شرایط چارچوبی
جمع: Rahmenbedingungen
Politische Rahmenbedingungen beeinflussen Investitionen.
شرایط چارچوبی سیاسی بر سرمایهگذاری اثر میگذارد.
دامنهٔ اختیار عمل
جمع: Handlungsspielräume
Das Team braucht mehr Handlungsspielraum.
تیم به اختیار عمل بیشتری نیاز دارد.
متناسب
Die Maßnahme muss verhältnismäßig sein.
اقدام باید متناسب باشد.
معنادار و گویا
Für eine aussagekräftige Analyse fehlen Daten.
برای تحلیلی معنادار داده کافی نیست.
پذیرفتن / اختصاص دادن
Die Autorin räumt methodische Schwächen ein.
نویسنده ضعفهای روشی را میپذیرد.
نکته: فعل جداشدنی: räumt … ein
استنتاج کردن
Die Schlussfolgerung lässt sich aus den Daten herleiten.
نتیجهگیری را میتوان از دادهها استنتاج کرد.
تضعیف کردن
Intransparenz untergräbt das Vertrauen.
نبود شفافیت اعتماد را تضعیف میکند.
صرفنظر از / با وجود
Ungeachtet der Kritik wurde das Projekt fortgesetzt.
با وجود انتقاد، پروژه ادامه یافت.
نکته: در زبان معیار با Genitiv میآید.
حال آنکه / در مقابل
Die erste Lösung ist günstig, wohingegen die zweite langlebiger ist.
راهحل نخست ارزان است، حال آنکه دومی بادوامتر است.
بهویژه / از جمله به دلیل
Der Erfolg beruht nicht zuletzt auf guter Kommunikation.
موفقیت بهویژه بر ارتباط خوب استوار است.
شرح واقعیت / موضوع پرونده
جمع: Sachverhalte
Der Sachverhalt muss zunächst vollständig geklärt werden.
ابتدا باید موضوع پرونده کامل روشن شود.
یافته / شناخت
جمع: Erkenntnisse
Aus den Daten lässt sich eine wichtige Erkenntnis ableiten.
از دادهها میتوان یافتهای مهم به دست آورد.
روش کار
جمع: Vorgehensweisen
Die Vorgehensweise wird im Anhang erläutert.
روش کار در پیوست توضیح داده میشود.
سنجش جوانب
جمع: Abwägungen
Die Entscheidung erfordert eine sorgfältige Abwägung.
تصمیم نیازمند سنجش دقیق جوانب است.
دامنه و اهمیت پیامد
جمع: —
Die Tragweite der Änderung wurde unterschätzt.
دامنهٔ پیامد تغییر دستکم گرفته شد.
نکته: اغلب بهصورت مفرد میآید.
اثر متقابل
جمع: Wechselwirkungen
Die Studie untersucht die Wechselwirkung beider Faktoren.
پژوهش اثر متقابل دو عامل را بررسی میکند.
پیشفرض گرفتن / نیاز داشتن
Die Aufgabe setzt fundierte Kenntnisse voraus.
این کار به دانش عمیق نیاز دارد.
پذیرفتن یک نکته / اختصاص دادن
Die Autorin räumt ein, dass die Daten begrenzt sind.
نویسنده میپذیرد که دادهها محدودند.
تعیینکننده
Dafür waren mehrere Faktoren maßgeblich.
چند عامل در آن تعیینکننده بودند.
تفکیکشده و ظریف
Das Ergebnis muss differenziert betrachtet werden.
نتیجه باید با تفکیک و ظرافت بررسی شود.
با وجود / صرفنظر از
Ungeachtet der Kritik wurde das Projekt fortgesetzt.
با وجود انتقاد، پروژه ادامه یافت.
نکته: در سبک رسمی اغلب با Genitiv میآید.
مشروط بر اینکه
Die Regel gilt, sofern nichts anderes vereinbart wurde.
قاعده معتبر است، مشروط بر اینکه توافق دیگری نشده باشد.
اشارهٔ ضمنی
جمع: Anspielungen
Seine Rede enthielt eine ironische Anspielung.
سخنرانی او یک اشارهٔ ضمنی طنزآمیز داشت.
لحن پنهان
جمع: Untertöne
In ihrer Antwort lag ein kritischer Unterton.
در پاسخ او لحنی انتقادی نهفته بود.
چندمعنایی
جمع: Mehrdeutigkeiten
Der Witz lebt von sprachlicher Mehrdeutigkeit.
شوخی بر چندمعنایی زبانی استوار است.
تشدید / صورتبندی تند
جمع: Zuspitzungen
Die Formulierung ist eine bewusste Zuspitzung.
این صورتبندی عمداً تند شده است.
نسبیسازی
جمع: Relativierungen
Diese Relativierung schwächt das Argument.
این نسبیسازی استدلال را ضعیف میکند.
ظریف و دارای تمایز
Sie zeichnet ein nuanciertes Bild der Lage.
او تصویری ظریف و چندوجهی از وضعیت ترسیم میکند.
موضوع و واقعیت پرونده
جمع: Sachverhalte
Der Sachverhalt muss zunächst geklärt werden.
ابتدا باید واقعیتهای موضوع روشن شوند.
دامنه و اهمیت پیامد
جمع: —
Die Tragweite der Entscheidung wurde unterschätzt.
اهمیت پیامد تصمیم دستکم گرفته شد.
پیشفرض منطقی
جمع: Prämissen
Bereits die erste Prämisse ist fragwürdig.
همان پیشفرض نخست محل تردید است.
شیوهٔ اثبات
جمع: Beweisführungen
Die Beweisführung weist eine Lücke auf.
شیوهٔ اثبات یک خلأ دارد.
مبنای حقوقی
جمع: Rechtsgrundlagen
Für den Eingriff fehlt eine Rechtsgrundlage.
برای این مداخله مبنای حقوقی وجود ندارد.
محکم و قانعکننده
Die vorgebrachten Gründe sind nicht stichhaltig.
دلایل مطرحشده محکم نیستند.
اهمیت پیدا کردن
Bei kleinen Projekten fallen diese Kosten kaum ins Gewicht.
در پروژههای کوچک این هزینهها چندان اهمیت ندارند.
آشکار بودن
Die Vorteile liegen auf der Hand.
مزایا کاملاً آشکارند.
عامل تعیینکننده بودن
Am Ende gab die Erfahrung den Ausschlag.
در پایان تجربه عامل تعیینکننده بود.
پیامد ناخوشایندی را پذیرفتن
Für mehr Freiheit nimmt er Risiken in Kauf.
او برای آزادی بیشتر خطرها را میپذیرد.
قطعی و بیتردید بودن
Ihre fachliche Kompetenz steht außer Frage.
صلاحیت تخصصی او بیتردید است.
چیزی را بهروشنی در ذهن مجسم کردن
Man muss sich die Folgen vor Augen führen.
باید پیامدها را روشن در ذهن مجسم کرد.
ضروری و اجتنابناپذیر
Eine gründliche Prüfung ist unerlässlich.
بررسی دقیق ضروری است.
بیاعتبار / منتفی
Durch die Einigung ist die Klage hinfällig.
با توافق، شکایت منتفی شده است.
دودلانه / دوگانه
Die Bilanz fällt zwiespältig aus.
ارزیابی نهایی دوگانه است.
نامتناسب
Die Maßnahme wäre unverhältnismäßig.
این اقدام نامتناسب خواهد بود.
کاملاً روشن و بدون ابهام
Sie machte ihren Standpunkt unmissverständlich klar.
او موضعش را کاملاً روشن بیان کرد.
ظریف و غیرمستقیم
Der Roman übt subtile Kritik an der Gesellschaft.
رمان بهطور ظریف از جامعه انتقاد میکند.
با این همه
Die Lage ist schwierig; nichtsdestotrotz besteht Hoffnung.
وضعیت دشوار است؛ با این همه امید وجود دارد.
توجه شود که
Das gilt, wohlgemerkt, nur für diesen Fall.
توجه شود که این فقط برای همین مورد صدق میکند.
چه برسد به
Er kann kaum stehen, geschweige denn laufen.
او بهسختی میایستد، چه برسد به دویدن.
بههیچوجه
Das Ergebnis war mitnichten überraschend.
نتیجه بههیچوجه غافلگیرکننده نبود.
اما / در این میان
Die Idee überzeugt, ihre Umsetzung indes bleibt offen.
ایده قانعکننده است، اما اجرای آن هنوز نامعلوم است.
صرفنظر از
Ungeachtet der Kritik setzte er das Vorhaben fort.
صرفنظر از انتقادها، او طرح را ادامه داد.
نکته: در سبک رسمی معمولاً با Genitiv میآید.
سبک و سطح زبانی
جمع: Sprachregister
Der Übersetzer muss das Sprachregister bewahren.
مترجم باید سبک زبانی را حفظ کند.
زاویهٔ دید روایت
جمع: Erzählperspektiven
Die Erzählperspektive wechselt im letzten Kapitel.
زاویهٔ دید روایت در فصل آخر عوض میشود.
گسست سبکی
جمع: Stilbrüche
Der umgangssprachliche Satz wirkt wie ein Stilbruch.
جملهٔ محاورهای مانند گسست سبکی به نظر میرسد.
انحصار تفسیر غالب
جمع: —
Beide Seiten kämpfen um die Deutungshoheit.
هر دو طرف برای تحمیل تفسیر غالب رقابت میکنند.
نحوهٔ دریافت یک اثر
جمع: Rezeptionen
Die Rezeption des Werks hat sich gewandelt.
نحوهٔ دریافت اثر تغییر کرده است.
روشن و ملموس کردن
Ein Beispiel veranschaulicht den Zusammenhang.
یک مثال ارتباط را ملموس میکند.
الگوی تفسیر
جمع: Deutungsmuster
Das Deutungsmuster prägt den öffentlichen Diskurs.
این الگوی تفسیر گفتمان عمومی را شکل میدهد.
معرفتشناسی
جمع: Erkenntnistheorien
Die Arbeit verbindet Soziologie und Erkenntnistheorie.
این پژوهش جامعهشناسی و معرفتشناسی را پیوند میدهد.
برهمکنش
جمع: Wechselwirkungen
Die Wechselwirkung beider Faktoren ist komplex.
برهمکنش این دو عامل پیچیده است.
دلالت / پیامد ضمنی
جمع: Implikationen
Die ethischen Implikationen wurden unterschätzt.
پیامدهای اخلاقی دستکم گرفته شدند.
سلطه بر گفتمان
جمع: —
Keine Gruppe besitzt dauerhaft die Diskurshoheit.
هیچ گروهی برای همیشه بر گفتمان مسلط نیست.
رد کردن با دلیل
Neue Belege widerlegen die ursprüngliche These.
شواهد تازه فرضیهٔ اولیه را رد میکنند.
نسبی / تعدیل کردن
Der Kontext relativiert diese scharfe Kritik.
بافت، این انتقاد تند را تعدیل میکند.
پیشاپیش مطرح کردن
Die Einleitung nimmt das wichtigste Ergebnis vorweg.
مقدمه مهمترین نتیجه را پیشاپیش مطرح میکند.
با مدرک تقویت کردن
Mehrere Studien untermauern diese Annahme.
چند پژوهش این فرض را تقویت میکنند.
در ظاهر / سطحی
Der Konflikt ist nur vordergründig wirtschaftlich.
این تعارض فقط در ظاهر اقتصادی است.
گویی / بهنوعی
Der Erzähler steht gleichsam außerhalb der Handlung.
راوی گویی بیرون از رویداد قرار دارد.
با وجود این / بدون خدشه به آن
Unbeschadet dessen bleibt weiterer Forschungsbedarf.
با وجود این، نیاز به پژوهش بیشتر باقی میماند.
مقدمهٔ استدلال / پیشفرض
جمع: Prämissen
Die Schlussfolgerung beruht auf einer fragwürdigen Prämisse.
نتیجهگیری بر پیشفرضی محل تردید استوار است.
دوگانگی ارزشی یا احساسی
جمع: Ambivalenzen
Der Roman macht diese Ambivalenz sichtbar.
رمان این دوگانگی را آشکار میکند.
اقتدار تعیین تفسیر
جمع: —
Mehrere Gruppen beanspruchen die Deutungshoheit.
چند گروه مدعی اقتدار تفسیرند.
نکته: بیشتر بهصورت مفرد و در بحثهای عمومی میآید.
عامل پیشبینیناپذیر
جمع: Unwägbarkeiten
Politische Unwägbarkeiten erschweren die Planung.
عوامل سیاسی پیشبینیناپذیر برنامهریزی را دشوار میکنند.
انسجام منطقی
جمع: —
Die Folgerichtigkeit der Argumentation überzeugt.
انسجام منطقی استدلال قانعکننده است.
تشدید / صورتبندی تند
جمع: Zuspitzungen
Die polemische Zuspitzung verdeckt wichtige Unterschiede.
صورتبندی تند جدلی تفاوتهای مهم را میپوشاند.
تلویحاً دربرداشتن
Die Formulierung impliziert eine Wertung.
صورتبندی تلویحاً یک داوری ارزشی دارد.
نسبی و محدود کردن
Neuere Befunde relativieren diese These.
یافتههای جدید این تز را محدود میکنند.
بیاعتبار / منتفی
Mit dieser Änderung wird der Einwand hinfällig.
با این تغییر، اعتراض منتفی میشود.
ناگزیر
Das führt nicht unweigerlich zum Scheitern.
این لزوماً و ناگزیر به شکست نمیانجامد.
توجه شود که
Wohlgemerkt gilt dies nur für den untersuchten Zeitraum.
توجه شود که این فقط برای دورهٔ بررسیشده صادق است.
چه رسد به
Dafür fehlt die Zeit, geschweige denn das Personal.
برای آن وقت نیست، چه رسد به نیروی انسانی.