Hallo
سلام
Hallo, ich bin Sara.
سلام، من سارا هستم.
واژگان آلمانی · A1
واژههایی که برای معرفی خود، خانواده، خانه، خرید، رفتوآمد و نیازهای فوری لازماند.
پس از این سطح میتوانید دربارهٔ خودتان و محیط نزدیکتان جملههای کوتاه و درست بسازید.
فارسی یا آلمانی بنویس و نتیجه را بر پایهٔ موضوع و نوع واژه محدود کن.
۶۰ از ۶۰ مدخل
سلام
Hallo, ich bin Sara.
سلام، من سارا هستم.
صبح بخیر
Guten Morgen, Herr Weber!
صبح بخیر آقای وبر!
نام داشتن
Wie heißen Sie?
نام شما چیست؟
خود را معرفی کردن
Darf ich mich vorstellen?
اجازه هست خودم را معرفی کنم؟
نکته: فعل بازتابی: sich vorstellen
لطفاً / خواهش میکنم
Ein Wasser, bitte.
یک آب، لطفاً.
متشکرم
Danke für deine Hilfe.
برای کمکت متشکرم.
مادر
جمع: Mütter
Meine Mutter wohnt in Köln.
مادرم در کلن زندگی میکند.
پدر
جمع: Väter
Mein Vater kocht gern.
پدرم با علاقه آشپزی میکند.
والدین
جمع: Eltern
Meine Eltern kommen aus Iran.
والدینم اهل ایران هستند.
نکته: این اسم همیشه جمع است.
برادر
جمع: Brüder
Ich habe einen Bruder.
من یک برادر دارم.
خواهر
جمع: Schwestern
Meine Schwester lernt Deutsch.
خواهرم آلمانی میآموزد.
کودک / فرزند
جمع: Kinder
Das Kind spielt im Garten.
کودک در باغ بازی میکند.
آپارتمان / خانه
جمع: Wohnungen
Die Wohnung ist hell.
آپارتمان روشن است.
اتاق
جمع: Zimmer
Das Zimmer ist klein.
اتاق کوچک است.
آشپزخانه
جمع: Küchen
Die Küche ist neben dem Bad.
آشپزخانه کنار حمام است.
حمام
جمع: Bäder
Das Bad ist frei.
حمام خالی است.
کلید
جمع: Schlüssel
Wo ist mein Schlüssel?
کلید من کجاست؟
اجارهبها
جمع: Mieten
Die Miete kostet 700 Euro.
اجاره ۷۰۰ یورو است.
نان
جمع: Brote
Ich kaufe ein Brot.
من یک نان میخرم.
آب
جمع: Wässer
Möchtest du Wasser?
آب میخواهی؟
نکته: برای آب نوشیدنی معمولاً بدون جمع بهکار میرود.
قهوه
جمع: Kaffees
Der Kaffee ist heiß.
قهوه داغ است.
سیب
جمع: Äpfel
Der Apfel ist frisch.
سیب تازه است.
سبزیجات
جمع: Gemüse
Wir essen viel Gemüse.
ما سبزیجات زیادی میخوریم.
پرداخت کردن
Ich möchte mit Karte bezahlen.
میخواهم با کارت پرداخت کنم.
امروز
Heute arbeite ich nicht.
امروز کار نمیکنم.
فردا
Morgen beginnt der Kurs.
فردا دوره شروع میشود.
ساعت
جمع: Uhren
Es ist acht Uhr.
ساعت هشت است.
ایستگاه قطار
جمع: Bahnhöfe
Der Bahnhof ist dort.
ایستگاه قطار آنجاست.
ایستگاه اتوبوس یا تراموا
جمع: Haltestellen
Die Haltestelle ist nah.
ایستگاه نزدیک است.
رفتن با وسیله / راندن
Ich fahre mit dem Bus.
من با اتوبوس میروم.
نکته: فعل بیقاعده: fährt – fuhr – ist gefahren
پزشک
جمع: Ärzte
Ich gehe zum Arzt.
من نزد پزشک میروم.
نکته: شکل مؤنث: die Ärztin
درد
جمع: Schmerzen
Ich habe Kopfschmerzen.
من سردرد دارم.
نکته: معمولاً به صورت جمع بهکار میرود.
بیمار
Sie ist heute krank.
او امروز بیمار است.
کار کردن
Ich arbeite in Berlin.
من در برلین کار میکنم.
یاد گرفتن
Wir lernen jeden Tag Deutsch.
ما هر روز آلمانی یاد میگیریم.
شغل
جمع: Berufe
Was sind Sie von Beruf?
شغل شما چیست؟
روز
جمع: Tage
Heute ist ein langer Tag.
امروز روز بلندی است.
هفته
جمع: Wochen
Der Kurs dauert sechs Wochen.
دوره شش هفته طول میکشد.
دوست
جمع: Freunde
Mein Freund wohnt in Hamburg.
دوست من در هامبورگ زندگی میکند.
نکته: شکل مؤنث: die Freundin
میز
جمع: Tische
Das Buch liegt auf dem Tisch.
کتاب روی میز است.
پنجره
جمع: Fenster
Das Fenster ist offen.
پنجره باز است.
شیر
جمع: —
Ich brauche Milch für den Kaffee.
برای قهوه شیر لازم دارم.
نکته: معمولاً بدون جمع بهکار میرود.
قیمت
جمع: Preise
Wie hoch ist der Preis?
قیمت چقدر است؟
خریدن
Wir kaufen Obst auf dem Markt.
ما از بازار میوه میخریم.
اتوبوس
جمع: Busse
Der Bus kommt um neun Uhr.
اتوبوس ساعت نه میآید.
وقت / قرار
جمع: Termine
Ich habe morgen einen Termin.
فردا یک وقت دارم.
داروخانه
جمع: Apotheken
Die Apotheke ist neben dem Supermarkt.
داروخانه کنار سوپرمارکت است.
نیاز داشتن
Brauchen Sie Hilfe?
کمک نیاز دارید؟
نکته: اغلب با مفعول Akkusativ میآید.
رسید خرید
جمع: Quittungen
Brauchen Sie die Quittung?
آیا رسید را لازم دارید؟
داروخانه
جمع: Apotheken
Die Apotheke ist neben dem Supermarkt.
داروخانه کنار سوپرمارکت است.
کلید
جمع: Schlüssel
Mein Schlüssel liegt auf dem Tisch.
کلیدم روی میز است.
طبقه
جمع: Stockwerke
Wir wohnen im zweiten Stock.
ما در طبقهٔ دوم زندگی میکنیم.
نکته: برای طبقه در نشانی، Stock یا Etage بهکار میرود.
دعوتنامه / دعوت
جمع: Einladungen
Danke für die Einladung.
ممنون از دعوت.
کاپشن / کت
جمع: Jacken
Die blaue Jacke ist warm.
کاپشن آبی گرم است.
پول نقد
جمع: —
Ich habe kein Bargeld dabei.
پول نقد همراهم نیست.
نکته: اسم غیرقابلشمارش است.
بلیت وسیلهٔ نقلیه
جمع: Fahrkarten
Wo kann ich eine Fahrkarte kaufen?
کجا میتوانم بلیت بخرم؟
تقاطع
جمع: Kreuzungen
An der Kreuzung gehen Sie links.
در تقاطع به چپ بروید.
آخر هفته
جمع: Wochenenden
Am Wochenende besuche ich meine Familie.
آخر هفته خانوادهام را میبینم.
تعطیلی رسمی
جمع: Feiertage
Am Feiertag sind viele Geschäfte geschlossen.
در تعطیلی رسمی بسیاری از فروشگاهها بستهاند.
پیام / خبر
جمع: Nachrichten
Ich schreibe dir eine Nachricht.
برای تو یک پیام مینویسم.