کنایه و کمگویی
فاصلهٔ میان عبارت ظاهری و قصد واقعی گوینده را از بافت تشخیص بده.
Das war, gelinde gesagt, keine besonders glückliche Entscheidung.
اگر خیلی ملایم بگوییم، تصمیم چندان خوبی نبود.
آلمانی · C2
تقریباً هر متن و گفتار را بفهم، تفاوتهای ظریف را منتقل کن و زبان را در سطح تخصصی و خلاقانه کنترل کن.
در پایان میتوانی اطلاعات منابع گوناگون را بازسازی کنی و معنا را با دقت، روانی و ظرافت متناسب با پیچیدهترین موقعیتها منتقل کنی.
کنایه، ابهام و گونههای زبانی را بدون از دستدادن بافت درک کن.
فاصلهٔ میان عبارت ظاهری و قصد واقعی گوینده را از بافت تشخیص بده.
Das war, gelinde gesagt, keine besonders glückliche Entscheidung.
اگر خیلی ملایم بگوییم، تصمیم چندان خوبی نبود.
چند خوانش ممکن را جدا و شواهد هرکدام را ارزیابی کن.
Seine Zustimmung fiel so knapp aus, dass sie beinahe wie Ablehnung wirkte.
موافقت او آنقدر کوتاه بود که تقریباً شبیه مخالفت بهنظر میرسید.
گونههای رایج گفتاری را بشناس و بدون تقلید مصنوعی، معنی و لحنشان را بفهم.
Die Wendung ist regional geprägt und wirkt im formellen Kontext bewusst umgangssprachlich.
این عبارت رنگ منطقهای دارد و در بافت رسمی عمداً محاورهای بهنظر میرسد.
موضوع بسیار پیچیده را برای مخاطبهای متفاوت بازسازی کن.
دقت علمی را حفظ و همزمان اصطلاحات را به زبان قابلفهم تبدیل کن.
Vereinfacht gesagt verteilt das Verfahren das Risiko auf mehrere voneinander unabhängige Faktoren.
بهطور ساده، این روش خطر را میان چند عامل مستقل تقسیم میکند.
فرضهای متفاوت دو گروه تخصصی را آشکار و زبان مشترک ایجاد کن.
Was juristisch als Absicherung gilt, wird technisch als zusätzlicher Aufwand wahrgenommen.
چیزی که از نظر حقوقی تضمین محسوب میشود، از نظر فنی هزینهٔ اضافی تلقی میشود.
عدمقطعیت، مسئولیت و اقدام بعدی را دقیق و بدون ایجاد هراس بیان کن.
Derzeit liegen keine Hinweise auf weitere Schäden vor; die Prüfung dauert jedoch an.
در حال حاضر نشانهای از آسیب بیشتر وجود ندارد، اما بررسی همچنان ادامه دارد.
متن را برای اثر، ریتم و مخاطب طراحی و بازآفرینی کن.
یک مسئله را از چند چارچوب بررسی و تنشهای حلنشده را حفظ کن.
Die Kontroverse lässt sich nicht auf einen Gegensatz zwischen Freiheit und Sicherheit reduzieren.
این مناقشه را نمیتوان به تقابل آزادی و امنیت تقلیل داد.
بهجای چسبیدن به واژهها، کارکرد، لحن و ارجاع فرهنگی را منتقل کن.
Eine wortgetreue Übertragung würde hier die ironische Wirkung verfehlen.
ترجمهٔ کلمهبهکلمه در اینجا اثر کنایی را از بین میبرد.
ریتم، تصویر و بازگشت هدفمند به پیام اصلی را کنترل کن.
Nicht der Mangel an Ideen hält uns zurück, sondern der Mangel an Entschlossenheit.
آنچه ما را عقب نگه میدارد کمبود ایده نیست، بلکه کمبود اراده است.
همنشینی، ایجاز و ویرایش نهایی را با حساسیت زبانی بالا انجام بده.
میان عبارت درست و عبارتی که طبیعی و جاافتاده است تفاوت بگذار.
Die Entscheidung stieß auf Widerstand, fand aber langfristig breite Zustimmung.
این تصمیم با مقاومت روبهرو شد، اما در بلندمدت پذیرش گستردهای یافت.
بدون از دستدادن لایهٔ معنا، جملههای طولانی را فشرده و پرقدرت کن.
Was als Übergang gedacht war, wurde zum Dauerzustand.
چیزی که قرار بود گذرا باشد، به وضعیتی دائمی تبدیل شد.
میان دقت، خوانایی، لحن نویسنده و انتظار مخاطب تعادل برقرار کن.
Die stilistische Glättung verbessert den Lesefluss, schwächt jedoch die Stimme des Autors.
یکدستسازی سبکی خوانایی را بهتر میکند، اما صدای نویسنده را تضعیف میکند.